منوی دسته بندی

نشانه ها و شرایط ظهور حضرت مهدی (عج) از نگاه امام رضا (ع)

چکیده

این نوشتار در یک مقدمه و سه محور به بررسی نشانه ها و شرایط ظهور حضرت مهدی(عج) از نگاه امام علی بن موسی الرضا، می پردازد.

به دلیل اهمیت ظهور حضرت مهدی(عج) نشانه ها و حوادث پیرامون آن توسط اهل بیت(ع) برای ما بیان شده است. بیان نشانه ها توسط اهل بیت(ع) برای امید دادن به شیعیان، شناسایی مدعیان دروغین که پیش از تحقق نشانه های حتمی ادعای مهدویت یا نیابت خاص می کنند، آشنایی با حوادث پیرامون ظهور و برنامه ریزی درست هنگام رویارویی با هر یک از آنان بوده است.

امّا شرایط ظهور اموری هستند که واقع شدن ظهور به وجود آنها بستگی دارد و تا تمامی شان محقق نشوند، حضرت مهدی(عج) آشکار نخواهد شد. آشنایی با شرایط باعث می‌شود علاوه بر بالا بردن سطح آگاهی، برای فراهم شدن شرایطی که در توان ما است تلاش و با مانع های برابر ظهور مقابله کنیم.

در محور اوّل اوضاع عمومی قبل از ظهور از نگاه امام رضا(ع) بررسی می‌شود و آن اینکه قبل از آمدن حضرت مهدی(عج)

جهان و به خصوص منطقه خاورمیانه گرفتار فتنه و آشوب، کشتار و ناامنی، بیدادگری و ناامیدی از گشایش می‌شود.

یکم؛ ظهورفتنه؛

فتنه به معنای ابتلا آمده است. خداوند علیم در دنیا انسان ها را با وسایل مختلف آزمایش می‌کند. یکی از فتنه ها طبق فرمایش امام هشتم، غیبت امام زمان(عج) است. برای رهایی از این فتنه سفارش به راه ندادن شک در وجود خود و تمسک به دین نموده اند.

دوّم؛ ناامنی و کشتار؛

قبل از ظهور قتل و غارت افزایش می یابد. این موضوع باعث سلب آسایش همگان می‌شود و تا زمان ظهور ادامه دارد. امام رضا(ع)دراین باره فرمود: پیش از ظهور کشتار بیوح است. راوی پرسید: بیوح چیست؟ فرمود: دائمی است و پایان ندارد.

سوّم؛ فراگیری ظلم؛

یکی از شاخصه های دولت کریمه عدالت گستری آن است و در کنار آن امام رضا(ع)بیدادی را مطرح می‌کند که قبل از ظهور همه جا را فرا می گیرد.

چهارم؛ یأس و ناامیدی؛

به دلیل قتل و غارتها، ناامنی و گرفتاری ها، بیماریها و فسادی که بر همه جا حاکم است مردم از وضع موجود خسته می شوند و امید خود از دستیابی به نیرویی که بتواند نجاتشان دهد، را از دست می دهند. امام رضا(ع) دراین باره می فرماید: گشایش و ظهور هنگام ناامیدی می آید.

در محوردوم به نشانه‌های ظهور از نگاه امام هشتم(ع) اشاره می‌شود. بیان نشانه‌ها؛

یکم؛ ندای آسمانی؛

ندای آسمانی صدایی است که توسط جبرئیل امین(ع) اعلان می‌شود و در آن به بیان نام و نسب حضرت مهدی(عج)و حقانیت او و شیعیان می پردازد. با اعلان آن حضرت مهدی(عج) ظاهر می‌شود تا مقدمات قیام از کنار کعبه را فراهم کند. چندین روایت از امام رضا(ع) به معرفی ندا می پردازند.

دوّم؛ سفیانی؛

سفیانی از دشمنان اهل بیت (ع) است. او از شام ظاهر می‌شود و بیشتر مناطق خاورمیانه را اشغال می‌کند. سفیانی تمام تلاش خود را برای مقابله با حضرت مهدی(عج)و جلوگیری از به قدرت رسیدن شیعیان در منطقه خاورمیانه به کار می گیرد. خروج او از نشانه های حتمی است. امام رضا(ع) در حدیثی فرمود: قبل از این امر سفیانی، یمانی، مروانی و شعیب بن صالح خواهند بود.

سوّم؛ خسف بیداء؛

یکی از نشانه های حتمی فرو رفتن سپاه سفیانی در سرزمین بیداء است. آنان به دنبال حضرت مهدی(عج) از مدینه به سوی مکه حرکت می کنند که در سرزمینی به نام بیداء به امر خداوند به زمین فرو می روند و نابود می شوند. در حدیثی از امام هشتم(ع)این نشانه بیان شده است.

چهارم؛ یمانی؛

او فردی از یمن است که با نیروهایش به مقابله با سفیانی و یاری امام مهدی(عج) بر می خیزد.

پنجم؛ خراسانی؛

حرکت خراسانی همزمان با خروج یمانی و سفیانی است. نیروهایش برای یاری اهل عراق به فرماندهی شعیب بن صالح به مقابله با سفیانی بر می خیزد و از یاوران حضرت مهدی(عج) محسوب می شوند.

و در محور سوم شرایط ظهور از نگاه امام رضا(ع) می‌آید. برای ظهور امام زمان(عج) چهار شرط؛ رهبری آگاه و توانمند، قانونی مناسب برای برپایی ارزشهای مطلوب و از میان بردن ناهنجاریهای موجود، همراهانی برای یاری امام در تشکیل و نگه داشت دولت کریمه و خواست و پذیرش مردمی لازم است. به این شرایط در سخنان امام رضا(ع) اشاره شده است.

ایشان در وصف حضرت مهدی(عج) او را بر پا کننده عدالت، توانمند و صاحب میراث پیامبران معرفی می‌کند. امام هشتم(ع)در بیان قانون جامع، آن را شریعت اسلام با محوریت قرآن کریم می دانند که در قرآن حلال و حرام، حدود و احکام وتمامی آنچه مردم به آن نیازمند هستند آمده است. ایشان در وصف امام مهدی(عج) او را « المطاع فی ظهوره» معرفی می‌کند یعنی ایشان یاورانی دارد که بدون چون و چرا از او اطاعت می کنند و هوایشان همان خواست امام است. و در سخنانشان به یأس و ناامیدی مردم از وضعیتشان، قبل از ظهور اشاره شده است. مردم می بینند حکومت های مادی توان پاسخگویی به نیازهای اولیه آنان را ندارند. برای همین امید خود را برای رهایی از ناهنجاری ها به دست آنان از دست می دهند. و وقتی حضرت مهدی(عج) ظهور می‌کند و دادگری او را می بینند، به او گرایش پیدا می کنند.

 

مقدمه

خبر از آمدن نجات بخش آفرینش و عدالت گستر گیتی برجسته ترین آینده نگری این جهانی است که پیشوایان دین به آن پرداخته اند. این حادثه به قدری ارزشمند است که اوّلین روز از ایّام الله دانسته شده است.[1] و به دلیل اهمیّت آن نشانه ها و حوادث پیرامون آن برای ما بیان شده است.

برای نشانه های قیام، دو کلمه « علامة » و « علامات » در احادیث استعمال شده است. علامات، جمع علامت است؛ مانند: « قبل قیام القائم خمس علامات محتومات»[2] یا « علامة خروج المهدی »[3] علامت و علم چیزی است که در بیابان و راهها نصب می‌شود تا گمشدگان، راهنمایی شوند.[4] علامت یا نشانه، چنان که از نامش پیدا است، کارکردی جز حکایت گری ندارد. مانند: شنیده شدن صدای قطار که نشانه آمدن آن است. علامت هایی برای آمدن حضرت مهدی(عج) در احادیث اسلامی مطرح شده است که نشان از فا صله ما تا قیام ایشان دارد. در کنار کلمه علامت، عبارت هایی چون « قدّام هذا الامر»[5] یا « قبل هذا الامر »[6] برای بیان نشانه ها به کار رفته است.

بیان علامت های قیام توسط اهل بیت (ع) برای مشخص نمودن زمان ظهور امام مهدی(عج) نبوده است زیرا این امر باعث یأس و دلسردی شیعیان ازدرک نکردن زمان ظهور به دلیل فاصله طولانی آن با آنان می شده است. برای همین امامان معصوم خود دستور به تکذیب، تعیین کنندگان وقت برای ظهور را داده اند.[7] امام علی بن موسی الرضا(ع) دراین باره به دعبل خزاعی می فرماید؛

… امّا چه زمان خواهد بود؟ این خبر دادن از وقت محسوب می‌شود و پدرم از پدرانش روایت کند که به پیامبر اکرم| گفتند: ای رسول خدا؛ قائم از فرزندان شما چه وقت قیام خواهد کرد؟ فرمود: مثال او مثال قیامت است که وقتش را جز خداوند نمی داند. حادثه ای که بر آسمان ها و زمین سنگین است و جز به صورت ناگهانی نمی آید.[8]

از طرف دیگر از ما خواسته اند هر صبح و شام منتظر ظهور امام مهدی(عج) باشیم «توقعوا الفرج صباحا و مساءا »[9] و این مطلب با تعیین وقت برای ظهور سازگاری ندارد.

امام رضا(ع) دراین باره می فرماید:

« إذا رفع علمکم من بین اظهرکم فتوقعوا الفرج من تحت اقدامکم » وقتی امام شما از میانتان برداشته و غایب شد از زیر پاهای خود منتظر گشایش باشید.[10]

علامه مجلسی در تفسیر این حدیث می نویسد؛ مقصود از« علمکم » یعنی کسی که راه حق را می داند و آن امام است و « تحت اقدامکم » کنایه از نزدیکی و آسانی به دست آوردن آن است.[11] به عبارت دیگر طبق فرمایش امام رضا(ع)، باید در زمان غیبت امام عصر(عج) همواره منتظر گشایش و ظهور ایشان با شیم و آن را امری آسان و قابل دسترسی بدانیم.

امّا بیان نشانه ها ازطرف اهل بیت(ع) برای امید دادن به شیعیان بوده است. زیرا با تحقق هر یک از نشانه ها نور امید، رسیدن وعده دیدار امام عصر(عج) در دولت کریمه مهدوی و برپایی عدالت در دل های شیعیان پر فروغ تر می‌شود و بر اثر آن مقاومت آنان در برابر سختی های دوران غیبت و حیرت بیشتر و تلاش شان برای آمادگی جهت همراهی امامشان فزون تر می گردد و رخوت و سستی از آنان رخت بر می بندد. در کنار این هدف اهل بیت علیهم السلام با بیان نشانه ها باعث آشنایی پیروان شان با حوادث پیرامون ظهور، برنامه ریزی درست هنگام رویارویی با هر یک از آن ها و شناسایی مدعیان دروغین که پیش از تحقق نشانه های حتمی ادعای مهدویّت و نیابت خاص می کنند، شده اند.

امّا شرایط ظهور اموری هستند که تحقق ظهور به آنها بستگی دارد و تا تمامی شرطها یک جا جمع نشوند، ظهور حاصل نمی‌شود. آشنایی با شرایط باعث می‌شود تا علاوه بر بالا بردن سطح آگاهی، برای فراهم کردن شرایطی که در توان ما است، تلاش و با مانع هایی که در برابر ظهور یگانه هستی قرار می گیرد، مقابله کنیم. در قالب تمثیل می توان شرایط ظهور را به دانه ای تشبیه کرد که با فراهم بودن زمین، آب، هوای مناسب و نداشتن آفت به درختی تنومند تبدیل می‌شود.

دراین نوشتار به بررسی نشانه ها و شرایط قیام حضرت مهدی(عج)از نگاه امام علی بن موسی الرضا، می پردازیم- امامی که مرقد شریفش در سرزمین ما قرار دارد وهر سال دل میلیون ها انسان عاشق در حرمش آرام می گیرد واز برکات بی پایانش استفاده می کنند- ابتدا در محور اوّل اوضاع عمومی قبل از ظهور بیان می‌شود . سپس در محور دوّم نشانه های قیام حضرت مهدی(عج) مورد کاوش قرار می گیرد. و در محور سوّم شرایط ظهور از نگاه آن امام عزیز بررسی می‌شود. باشد که این نوشته ناچیز، از طرف ایشان پذیرش شود.

 

محور اوّل؛ اوضاع عمومی قبل از ظهور

قبل از ظهور حضرت مهدی| جهان به خصوص منطقه خاورمیانه دارای اوضاع و شرایط خاصی چون فتنه و آشوب، کشتار و ناامنی، ستم و بیداد گری و یأس و ناامیدی از گشایش است که در احادیث اهل بیت(ع) به آنها اشاره شده است. در این قسمت این موارد از نگاه امام رضا(ع) بررسی می‌شود.

 

یکم؛ ظهور فتنه

فتنه به معنای ابتلا و آزمایش استعمال شده است و در اصل به معنای داخل آتش قرار دادن طلا، برای جدایی ناخالصی از طلای ناب است. راغب می نویسد « اصل الفتن ادخال الذهب النار لتظهر جودته من ردائته »[12] ایشان اضافه می‌کند؛ این کلمه در؛ داخل آتش شدن انسان، وسیله عذاب وهمچنین برای آزمایش و ابتلا به کار رفته است و با کلمه فتنه معامله کلمه بلا شده است که هر دو در سختی و آسانی به انسان می رسد ولی کاربردشان در سختی بیشتر است. در قرآن کریم آمده است؛ « و نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَة »[13] شما را به بدی – سختی و مصیبت وبلا – و نیکی – آسانی و نعمت و دولت – می آزماییم آزمایشی.

پروردگار بلند مرتبه انسان ها را در این دنیا با وسایل مختلف می آزماید تا انسان های خوب و نیک سرشت ازبدان و زشت کرداران جدا و هر کدام مطابق رفتارشان جزا داده شوند.

یکی از این فتنه ها و آزمایش ها در احادیث اهل بیت علیهم السلام غیبت امام زمان(عج) معرفی می‌شود. حسن بن محبوب گوید: امام رضا(ع) به من فرمود:

به ناچار فتنه ای سخت و هولناک خواهد بود که در آن هر صمیمیت و دوستی ساقط می‌شود و آن هنگامی است که شیعه سومین از نوادگان مرا از دست دهد و اهل آسمان و زمین و هر دلسوخته و اندوهناکی بر او بگرید.[14]

حدیث دیگری که ازاحمد بن زکریا ازامام هشتم(ع)نقل شده به این مطلب اشاره می‌کند.[15]

امام علی بن موسی الرضا از حوادثی خبر می دهد که بعد از ایشان اتفاق می افتد و آنها را فتنه می نامد. مقصود از سومین از نوادگان من دراین حدیث، امام حسن عسکری(ع) است. با شهادت ایشان شیعه با پیروی از امامی مواجه شد که از دیدگان آنان پنهان بود. این موضوع فتنه و آزمایشی سخت برای شیعیان بود. گرچه پیشوایان معصوم با روش های گوناگون پیروان اهل بیت(ع) را برای برخورد با چنین روزی آماده کردند با روش هایی چون؛ پیشگویی از غیبت امام دوازدهم و کم کردن ارتباط مستقیم با مردم که توسط امام دهم و یازدهم صورت گرفت تا آنان به ندیدن امامشان عادت کنند.

اضافه بر این اقدام هایی که امام حسن عسکری(ع) انجام داد و فرزندش را به بزرگان شیعه معرفی کرد – احادیث دراین باره در باب های 38 و 42 و 43 از کتاب کمال الدین شیخ صدوق آمده است – امّا با این حال پذیرفتن امامی که بسیاری از شیعیان او را ندیده بودند در آن زمان برای آنان دشوار بود زیرا برای اوّلین مرتبه شیعه با این مشکل مواجه می شد.

دراین جا انسان به یاد زمانی می افتد که امام رضا(ع) در اواخر عمر شریفشان دارای فرزند شد و امام جواد(ع) هنگام شهادت پدر کمتر از هشت سال داشت و شیعه تا آن وقت با امامی کودک مواجه نشده بود برای همین گرچه از راه های مختلف می دانستند امام جواد(ع)پیشوایشان است ولی پذیرش امام کودک برایشان مشکل بود. برای همین در اوّلین موسم حج هر کس توانست آمد تا آن امام خردسال را بیازماید ولی وقتی کمالات علمی و کرامت های او را دیدند به امامتش یقین پیدا کردند. و وقتی امام های بعدی در کودکی به امامت رسیدند کسی از شیعیان در امامت آنان تردید نکرد وشاید امامت آنان در کودکی برای فراهم شدن پذیرش امام دوازدهم از این جهت بود. ولی شیعه در آن زمان برای اوّلین بار بود که با امام غایب مواجه و این امر فتنه و امتحان سختی برایشان محسوب می شد.

ابوغانم گوید؛ از امام حسن عسکری(ع) شنیدم که می فرمود: در سال دویست و شصت پیروانم فرقه فرقه می شوند. ابوغانم اضافه می‌کند؛ و در آن سال امام حسن عسکری(ع) رحلت کرد و پیروان و یاورانش متفرق شدند، دسته ای خود را منتسب به جعفر( پسر امام دهم(ع)) کردند و دسته ای سرگردان شدند و دسته ای به شک افتادند و دسته ای در حالت تحیّر ایستادند و دسته ای دیگر به توفیق خدای تعالی بر دین خود ثابت ماندند.[16]

در کتاب های فرقه شناسی به تشکیل این گروه ها در آن زمان اشاره شده است.[17]

حدیث دیگری از امام رضا(ع) چگونگی این فتنه را بیان می‌کند. حسن بن علی بن فضال گوید؛ امام فرمود: گویا شیعیان را می بینم که در فقدان سومین از نسل من مانند چهارپایان در طلب چراگاه برآیند ولی آن را نیابند. گفتم؛ برای چه؟ فرمود: برای آنکه امام شان از آنان نهان می‌شود.[18]

اکثر شیعیان در آن زمان با هدایت امام مهدی(عج) به وسیله نایبان خاص و بزرگان شیعه شرایط حساس و فتنه انگیز را پشت سر گذاشتند. ولی فتنه و آزمایش برای انسان ها به وسیله امامی که از دیدگان آنان پنهان است همچنان ادامه دارد.

در حدیثی که از امام علی بن موسی الرضا از پدرانش از رسول اکرم| نقل شده، به بودن این فتنه در زمان غیبت اشاره شده است. رسول گرامی اسلام فرمودند:

قسم به کسی که مرا بشیر مبعوث کرد به تحقیق قائم از فرزندان من است و طبق پیمانی که از جانب من بر عهده اوست غایب می‌شود تا به جایی که اکثرمردم بگویند خدا را به خاندان محمّد، نیازی نیست و دیگران در اصل ولادت او شک کنند. پس هر کس در زمان او واقع شود باید به دین او متمسک شود و به واسطه شک خود، راه شیطان را باز نسازد تا شیطان او را از آیین من زایل ساخته و از دین من بیرون ببرد که او پیشتر پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد و خدای تعالی شیطان ها را سرپرست بی ایمان ها قرار داده است.[19]

دوّم؛ ناامنی و کشتار

یکی از نشانه های قبل از ظهور افزایش قتل و غارت درمیان مردم است و این مسئله باعث ترس همگانی و سلب آسایش و سختی برای همه می‌شود. این امربه زمان محدود و مشخصی خلاصه نمی‌شود بلکه تداوم دارد.

ابوبصیر گوید: امام محمد باقر(ع) فرمود: مردم دچار سختی شدیدی از آن چه ازترس بر سرشان می آید می شوند و آن حال پایان نمی یابد تا اینکه منادی از آسمان ندا می دهد.[20] در روایتی دیگر عبدالله بن سنان از امام جعفر صادق(ع) نقل می‌کند، که فرمود:

مرگ و کشتار مردم را فرا می گیرد تا اینکه مردم درآن وقت به حرم الهی پناه می برند. در آن هنگام خبر دهنده راستگویی به دلیل شدت کشتار ندا می دهد: برای چه قتل و کشتار؟! صاحبتان فلانی است.[21]

درحدیثی که از جهت سند معتبر است و از احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی از امام علی بن موسی الرضا نقل شده است، می خوانیم؛ «قدّام هذا الامر قتل بیوح، قلت: و ما البیوح؟ قال: دائم لا یفتر» پیش ازاین امر کشتار بیوح است. پرسیدم: بیوح چیست؟ فرمود: دائمی است که قطع نمی‌شود.[22] یعنی قبل از ظهور کشتار و غارتی دامن گیر مردم می‌شود که تمامی ندارد.

 

سوّم؛ فراگیری ظلم و ستم

یکی از مهمترین شاخصه های دولت کریمه مهدوی عدالت گستری آن است که تمامی کارهای آن امام عزیز بر محور عدالت انجام می‌شود به صورتی که همگان گرمای دادگری ایشان را در زندگی شان لمس می کنند و در آن دولت هر کس به حق خود دست می یابد و کسی را توانایی ستم کردن بر دیگران نیست. امّا بیشتر احادیثی که عدالت گستری امام عصر(عج) را بیان داشته اند، در کنار آن فراگیری بیداد و ستمگری را برای قبل از ظهور آورده اند.

روایت هایی از امام هشتم شیعیان در این باره به دست ما رسیده است که یکی از آن ها بیان می‌شود. ریّان بن صلت گوید؛ به امام رضا(ع) گفتم : شما صاحب این امر هستید ؟ فرمود : من صاحب این امر هستم ولی آن صاحب امری که زمین را پر از عدل و داد می‌کند پس از آنکه از بیداد و ستم پر شده باشد، من نیستم …[23]

 

چهارم؛ یأس و ناامیدی

یکی از رخدادهای پیش از ظهور حضرت مهدی(عج) یأس و ناامیدی است که بر جهانیان سایه می افکند. آنان علاوه بر خسته شدن از وضع موجود، امید خود را از دستیابی به وضع مطلوب از دست می دهند و این ناامیدی به سبب قتل و غارتها، ناامنی و گرفتاری ها، بیماری و فسادی است که بر همه جا حاکم است و همگان از گشایش در امورشان مأیوس

می شوند. ناامیدی آنان از آن وضع باعث می‌شود وقتی حضرت مهدی(عج) قیام می‌کند و دادگری ایشان را همگان مشاهده می کنند، با سرعت برای رهایی از وضع ناهنجارشان به او بپیوندند. در کنار روایت های سایر اهل بیت (ع)، احادیثی از امام رضا(ع) براین مطلب دلالت دارند.

در روایت معتبری ایشان بعد از دعوت به صبر، به احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی

می فرماید : «انما یجیء الفرج علی الیأس» همانا گشایش هنگام یأس و ناامیدی می آید.[24]

در حدیثی دیگر حسن بن محبوب گوید؛ امام رضا(ع) به من فرمود: … هنگام از دست دادن( ماء معین ) آب گوارا – کنایه ازغیبت امام است – بسیاری از زنان و مردان مؤمن دلسوخته و اندوهناک خواهند بود، گویا آنان را در ناامیدترین حالتشان می بینم که ندایی داده می‌شود و از دور مانند از نزدیک شنیده می‌شود، آن ندا رحمتی برای مؤمنان و عذابی برای کافران است.[25] مطابق روایات، بعد از این ندا حضرت مهدی(عج) ظاهر می‌شود.[26]

 

محوردوّم؛ نشانه های ظهور از نگاه امام رضا(ع)

قبل ازقیام حضرت مهدی(عج) از کنار کعبه بر اساس احادیث اهل بیت (ع) علامت هایی اتفاق می افتد. از میان این نشانه ها برخی حتمی هستند یعنی آمدن شان متوقف بر فراهم شدن شرایط و نبودن مانع نیست و به طور صد در صد واقع می شوند. و برخی غیر حتمی محسوب می شوند که در روایت از آنها تعبیر به موقوفه شده است.[27] یعنی نشانه ای که آمدنش، متوقف بر امر دیگری باشد و احتمال رخ ندادن آن برود. به برخی از این نشانه های حتمی و غیر حتمی در سخنان امام علی بن موسی الرضا اشاره شده است که در این محور به بحث درباره آنها می پردازیم.

 

یکم؛ ندای آسمانی

ندای آسمانی صدایی است که از آسمان توسط جبرئیل امین(ع) اعلان می‌شود و در آن به معرفی حضرت مهدی(عج) و بیان نام و نسب و حقانیّت او و پیروانش می پردازد. این صدا را همگان به زبان مادری می شنوند و می توان آن را معجزه ای دانست که بدون هیچ وسیله ارتباطی، همگان حتی افراد خواب را شامل می‌شود.این ندا یکی از علایم حتمی قیام حضرت مهدی(عج) محسوب می‌شود و با اعلان آن، امام عصر(عج) ظاهر می‌شود. دراحادیث اهل بیت (ع) زمان ندا، شب جمعه که جمعه آن برابر با بیست و سوّم ماه مبارک رمضان است، معرفی می‌شود. البته اصل ندای آسمانی از امور حتمی محسوب می‌شود ولی حتمی بودن آن را نمی توان به خصوصیت های ندا سرایت داد. بنابراین هر جمعه و بلکه هر روز یا شب می توان منتظر اعلان صیحه و ظهور حضرت مهدی(عج) بود.

ندای آسمانی با الفاظ « ندا »، « صیحه »، « صوت »، « اعلان »، « فزعه » و « هدّه » در احادیث شیعه و عامه مطرح شده است.[28]

نکته هایی که درباره ندای آسمانی در کلمات امام هشتم شیعیان آمده است به شرح ذیل است؛

1-ندای آسمانی را همگان می شنوند. در حدیث معتبری که از حسین بن خالد از امام هشتم(ع) نقل شده به این خصوصیت ندا اشاره شده است. بیان حدیث؛

«… وهوالذی ینادی مناد من السماء باسمه یسمعه جمیع اهل الارض بالدعاء الیه …»

و او کسی است که منادی از آسمان به نام او ندا کند و به سوی وی دعوت نماید به گونه ای که تمامی اهل زمین آن ندا را بشنوند.[29]

2-ندا به صورت یک نواخت توسط همگان شنیده می‌شود و دوری یا نزدیکی در شنیدن آن تأثیری ندارد. حسن بن محبوب از امام رضا(ع) نقل می‌کند که دراین باره فرمود: «…قد نودوا نداء یسمع من بعد کما یسمع من قرب …» به تحقیق ندایی داده می‌شود که از دور شنیده می‌شود همان طور که ازنزدیک شنیده می‌شود.[30] این روایت از جهت طبقه مشکلی ندارد و تمامی راوایان آن توثیق شده اند، بنابراین از جهت سند معتبر است.[31]

3-محتوای ندا به شرح ذیل در ادامه حدیث حسین بن خالد از امام رضا(ع)، به این صورت آمده است؛ «…یقول؛ ألا إنّ حجة الله قد ظهرعند بیت الله فاتبعوه فإنّ الحق معه و فیه …» آگاه باشید همانا حجت خداوند کنار خانه خدا آشکار شده است پس از او پیروی کنید بدرستی که حق همراه او و با او است. نکته های دیگری از این حدیث شریف استفاده می‌شود وآن اینکه؛ ظهور امام مهدی(عج) از کنار خانه خدا یعنی کعبه خواهد بود. دستور به پیروی از آن امام در هنگام ظهور را به ما می دهد. محوریت و پرچمداری حق با امام عصر(عج) خواهد بود. حضرت مهدی(عج) حجت و نماینده خداوند برای برپایی عدالت بر روی زمین است و از طرف خود کاری انجام نمی دهد.

4-به ندای آسمانی در قرآن کریم اشاره شده است. درادامه روایت پیشین امام رضا(ع)می فرماید: «… و هو قول الله عزّ و جلّ؛ إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعين»[32] این آیه خطاب به پیامبر| می فرماید: جه بسا تو جانت را می فرسایی که چرا ( مشرکان ) ایمان نمی آورند. اگر بخواهیم از آسمان برآنان آیه ای نازل می کنیم تا گردن هایشان در برابر آن فروتن شود.

ابوالفتوح رازی گوید: سبب نزول آیت آن بود که رسول اهل مکه را دعوت کرد و ایشان ایمان نمی آوردند، رسول دل تنگ شد و اثر رنج او پیدا می شد. خدای تعالی گفت:خویشتن را هلاک خواهی کردن؛ برای آنکه ایشان ایمان نمی آورند.[33] درمیان احادیث اهل بیت (ع) چندین روایت، مقصود ازآیه را ندای آسمانی می دانند.[34] اما تفسیر آیه با آن چه در این روایت ها مطرح شده است، مناسبت ندارد؛ به همین دلیل مفسران در پی پاسخ به این اشکال برآمده اند.

علامه طباطبایی درباره این احادیث می نویسد؛ درتفسیر قمی ذیل آیه «إن نشأ ننزّل…» می گوید: پدرم از ابن ابی عمیر از امام جعفر صادق(ع)روایت کرد که ایشان فرمود:

گردن هایشان – یعنی بنی امیّه – با اعلان صیحه آسمانی به نام صاحب الامر(عج) نرم و خاضع می‌شود. می گویم: این معنا را کلینی در روضه کافی و صدوق در کمال الدین و مفید در ارشاد و شیخ در الغیبه روایت کرده اند و ظاهر این روایات از باب جری و تطبیق است، نه از باب تفسیر، چون سیاق آیه با تفسیر بودن آن نمی سازد.[35] بنابراین ندای آسمانی طبق این روایت ها مصداقی از مفهوم وسیع آیه معنا شده است یعنی مفهوم آیه این است که؛ خداوند هر وقت بخواهد معجزه ای از آسمان می فرستد تا گردن ها در برابر آن فرو افتد و تسلیم امر خدا شوند. اتفاقا ندای آسمانی این ویژگی ها را داراست. یعنی اوّلا، از جانب خداوند است و ثانیا، حالت اعجاز دارد و ثالثا، باعث کرنش و پذیرش ابتدایی همگان می‌شود. در روایت آمده است: بر روی زمین کسی باقی نمی ماند مگر این که در برابر این معجزه آسمانی گردنش افتاده و تسلیم می‌شود.[36] در نتیجه ندای آسمانی یک مصداق از مفهوم وسیع آیه چهارم سوره شعراء است که قبل از ظهور حضرت مهدی(عج)اتفاق می افتد.

5-اعلان ندا از آسمان رحمتی برای مؤمنان و عذابی برای کافران است. پیروان حق با شنیدن ندای آسمانی، نشاط و شادابی خاصی پیدا می کنند و آگاه می شوند مولایشان بعد از قرن ها انتظار می آید و درپرتو آن حق وعدالت همه جا را نورانی خواهد کرد به همین دلیل روح تازه ای با شنیدن آن در وجودشان دمیده می‌شود. از طرف دیگر وقتی کافران و معاندان می شنوند که به نام مبارک حضرت مهدی(عج) ندا داده می‌شود، متوجه می شوند که وقت زوال حکومت های ستمگرشان فرا رسیده است و در برابر کسی قرار گرفته اند که قدرت آسمانی همراه اوست و توان مقابله با او را ندارند.

در روایت معتبری از امام رضا(ع)می خوانیم؛ هنگام فقدان ماء معین بسیاری ازمردان و زنان مؤمن دلسوخته و متأسف و اندوهناکند؛ گویا آنان را در ناامیدترین حالاتشان می بینم که ندا را می شنوند؛ ندایی که از دور مانند شنیده شدن از نزدیک شنیده می شنود و آن رحمتی برای مؤمنان و عذابی برای کافران است.[37]

نکته؛ زمان ندای آسمانی در حدیثی که از امام رضا(ع) نقل شده است، ماه رجب معرفی می‌شود. این حدیث با نقل های متفاوت از حسن بن محبوب از امام هشتم ذکر شده است.[38] شیخ طوسی بعد از نقل حدیث از حسن بن علی زیتونی از احمد بن هلال عبرتایی از حسن بن محبوب می نویسد؛ در نقل عبدالله بن جعفر حمیری از احمد بن هلال عبرتایی … این گونه آمده است و نقل متفاوتی ذکرمی‌کند. تفاوت هایی که درنقل ها مشاهده می‌شود به شرح ذیل است؛

1-نقل نعمانی و شیخ طوسی، ندای اوّل را « ألا لعنة الله علی الظالمین » می دانند ولی نقل مسعودی آن را « أزفت الأزفه یا معشر المؤمنین » معرفی می‌کند و بالتبع صوت دوّم در نقل شیخ و نعمانی، بر عکس نقل مسعودی است.

2-نقل نعمانی هنگام شمردن ندای سوّم می نویسد؛ « یرون یدا بارزا » ولی در نقل شیخ آمده است؛ « یرون بدنا بارزا ».

3-نقل نعمانی محتوای صوت سوّم را « ألا إنّ الله قد بعث فلانا علی هلاک الظالمین » می داند، ولی نقل شیخ طوسی در توصیف « بدنا بارزا » آورده است؛ « هذا امیرالمؤمنین قد کرّ فی هلاک الظالمین » و گویا محتوای صوت را این می داند و خود او می نویسد: در نقل حمیری درباره صوت سوّم چنین آمده است؛ « والصوت (الثالث) بدن یری فی قرن الشمس، یقول: إنّ الله قد بعث فلانا فاسمعوا له و اطیعوا »

4-مهمترین تفاوت با توجّه به یکی بودن راویان؛ اختلاف نقل شیخ صدوق با نقل شیخ طوسی و نعمانی است. و آن نیاوردن محتوای سه ندا و ذکر نکردن بودن سه ندا و بیان نکردن بودن ندا در ماه رجب است؛ در حالی که این روایت را هر سه از احمد بن هلال عبرتایی از حسن بن محبوب از امام رضا(ع)نقل می کنند و با توجّه به این که مسعودی نیز محتوای سه ندا را آورده ولی قید بودن نداها در ماه رجب را نیاورده است، نمی توان بودن این صوت ها را در ماه رجب پذیرفت.[39] به همین دلیل ما نقل شیخ صدوق از این حدیث را در معرفی ندا از زبان امام هشتم(ع) بیان نمودیم.

 

دوّم؛ سفیانی

یکی از نشانه های حتمی قیام امام زمان(عج) خروج سفیانی است . این واژه نشانگر انتساب سفیانی به خاندان ابو سفیان است. و این مطلب به دو صورت می‌تواند قابل تفسیر باشد؛

1-نسب سفیانی به خاندان ابوسفیان می رسد و واقعا او از نوادگان ابو سفیان می باشد. احادیثی او را از بنی امیه، از نسل ابوسفیان و از نسل زن جگرخوار – اشاره به هند مادر معاویه دارد که در جنگ احد بر جنازه حمزه عموی پیامبر دست یافت و جگر او را به دندان گرفت – معرفی می کنند.[40]

2-مقصود از انتساب سفیانی به خاندان ابو سفیان، توجه دادن مسلمانان به روش و عملکرد سفیانی است که او روشی چون ابوسفیان و خاندان او در مقابله با پیامبر اکرم و اهل بیت او دارد. یعنی سفیانی مانند بنی امیه که تمام تلاششان را برای مقابله با اسلام و اهل بیت(ع) انجام دادند، نهایت تلاشش را برای مقابله با حضرت مهدی(عج) و جلوگیری از برپایی حکومت جهانی او به کار می بندد. در حدیث جالبی امام جعفر صادق(ع) دراین باره می فرماید: ما و خاندان ابوسفیان، دو خانواده هستیم که به خاطر خداوند با یکدیگر دشمنی کردیم. ما گفتیم: خدا راست گفت و آنان خدا را تکذیب کردند. ابوسفیان با رسول خدا جنگید و معاویه با علی بن ابی طالب(ع) و یزید بن معاویه با حسین بن علی نبرد کرد و سفیانی با قائم(عج) جنگ خواهد کرد.[41]

اما آنچه به شناسایی سفیانی به ما کمک می‌کند شناسایی اقدامات و حوادث مربوط به او است. سفیانی از دشمنان حضرت مهدی(عج) و شیعیان محسوب می‌شود. آغاز خروج او از منطقه شام از وادی یابس است و پس از به دست گرفتن قدرت درمنطقه سوریه به اشغال پیرامون آن می پردازد. عبدالله بن ابی منصور از امام جعفر صادق(ع) درباره نام سفیانی پرسش می‌کند، امام پاسخ می دهد: به نام او چه کار داری؟ وقتی او پنج منطقه شام؛ دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را اشغال کرد، در آن هنگام منتظر گشایش باشید.[42]

سفیانی بعد از سلطه بر منطقه شام، حمله خود به عراق را آغاز می‌کند. او در کوفه و پیرامون آن دست به کشتار و غارت شیعیان می زند. هدف او از این اقدام ها بازداشتن شیعیان از تسلط بر منطقه خاورمیانه و جلوگیری از قیام امام مهدی عج می باشد. خروج او در ماه رجب معرفی شده است. و خروج او با حرکت خراسانی و یمانی که از حامیان حضرت مهدی(عج) محسوب می شوند در یک دوره خواهد بود.[43]

در باره سفیانی در حدیثی که از احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی از ابوالحسن الرضا(ع) نقل شده است، می خوانیم که امام فرمود:

پیش از این امر- ظهور حضرت مهدی(عج) – سفیانی و یمانی و مروانی و شعیب بن صالح خواهند بود. پس چگونه می گویند؛ این است، این است.[44]

درتوضیح این حدیث شریف می توان گفت: در آن زمان اصحاب اهل بیت (ع) ازهر یک از آنان سؤال می کردند : آیا شما صاحب الامر و قائم وعده داده شده که زمین را پر از عدل و داد می‌کند، هستید؟ به خصوص این سؤال از امام جعفر صادق و امام رضا به دلیل شرایط زمانی خاص آنان بیشتر می شد. زمان امام صادق(ع)در ابتدای به قدرت رسیدن عباسیان قرار داشت و شعار آنان در به قدرت رسیدن « الرضا من آل محمد » بود و به همین جهت برخی از اصحاب امام ششم می پنداشتند آنان قدرت را تحویل امامشان می دهند و خروج کنندگان بر ضد حکومت اموی از یاران امام صادق(ع)هستند. در زمان امام رضا(ع) مأمون امام را به طوس فرا خواند و او را ولیعهد خود قرار داد به همین جهت برخی از اصحاب امام هشتم تصور می کردند حضرت رضا(ع) همان قائم وعده داده شده است. امام علی بن موسی الرضا درپاسخ این افراد می فرماید؛ قبل از قیام حضرت مهدی(عج) باید این امور اتفاق بیفتد و در حالی که هیچ یک از اینها رخ نداده است، چگونه می گویند؛ این است، این است.

 

سوّم؛ خسف بیداء

یکی از نشانه هایی که در سخنان امام رضا(ع) به آن اشاره شده، « خسف بیداء » است. که حدیث آن در پایان این قسمت بیان می‌شود.

خسف به معنای فرو رفتن آمده است.[45] و بیداء نام سرزمینی بیابانی و خالی از آب و گیاه میان مکه و مدینه است که به مکه نزدیک تر است.[46] مقصود از خسف و فرو رفتن در سرزمین بیداء حادثه ای است که برای سپاه سفیانی در آن منطقه رخ می دهد و آن اینکه سفیانی با خبر می‌شود حضرت مهدی(عج) درمدینه است بنابراین سپاهی برای دستگیری

او به مدینه می فرستد وقتی لشگر سفیانی به مدینه می رسد فرمانده لشگر سفیانی با خبر می‌شود ایشان به طرف مکه حرکت کرده است. به همین دلیل نیروها را به سوی مکه رهسپار می‌کند از طرف دیگر حضرت مهدی(عج) به مکه می رسد وقیام خود را از کنار کعبه آغاز می‌کند. نیروهای لشگر سفیانی در منطقه بیداء برای استراحت توقف می کنند که از آسمان به زمین بیداء دستور داده می‌شود تا آنان را در خود فرو برد و جز چند نفربرای عبرت دیگران بقیه لشگر سفیانی به زمین فرو می روند. حدیثی زیبا و طولانی که با سندهای مختلف و معتبر در کتاب غیبت نعمانی آمده و از جابر بن یزید جعفی از امام محمد باقر(ع) نقل شده است این حادثه را در کنار سایر حوادث دوره ظهور مطرح می‌کند.[47] روایت های دیگری نیز بر این موضوع دلالت می کنند.[48] در حدیثی امام هشتم شیعیان به خسف بیداء اشاره می‌کند. روایت به شرح ذیل است؛

حسین بن خالد گوید؛ خدمت ابوالحسن الرضا(ع)عرض کردم: عبدالله بن بکیر حدیثی را نقل می‌کند سپس آن را تأویل می برد، دوست دارم آن را خدمت شما عرضه کنم. فرمود: آن حدیث چیست؟ گفتم : ابن بکیر می گوید : عبید بن زراره برای من حدیثی روایت کرد و گفت: هنگام خروج محمد بن عبدالله بن حسن – از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) که ادعای مهدویت داشت – نزد امام جعفر صادق(ع) بودم که فردی از اصحاب ما وارد شد و به امام گفت:

محمد بن عبدالله قیام کرده است و مردم همراه او شده اند، درباره همراهی با او چه می فرمایید؟ امام صادق(ع) فرمود: آرام باش – و هر کس ادعای مهدویت می‌کند با او همراهی نکن – مادامی که آسمان و زمین آرامند. عبد الله بن بکیر گوید: وقتی امر به این صورت است و تا آسمان و زمین آرامند قیامی نیست، پس قائمی وجود ندارد و خروجی صورت نمی گیرد. امام رضا(ع) فرمود: ابو عبدالله – کنیه امام جعفر صادق(ع) – راست گفت و تأویل ابن بکیر درست نیست، در واقع ابوعبدالله(ع) فرمود: آرام باش مادامی که آسمان از ندا و زمین از خسف سپاه ( سفیانی ) ساکت است.[49]

 

چهارم؛ یمانی

یکی از نشانه های قبل ازقیام حضرت مهدی(عج)خروج یمانی شمرده شده است. بیش از بیست حدیث درمنابع حدیثی شیعه درباره یمانی آمده است که مطالب ذیل ازآنها استفاده می‌شود.

1-یمانی یکی از نشانه های حتمی محسوب می‌شود. دو حدیث بر این مطلب دلالت می‌کند.[50]

2-خروج یمانی از یمن می باشد. علاوه بر کلمه یمانی که نشانگر این موضوع است، چندین حدیث به صراحت خروج او را از یمن معرفی می کنند.[51]

3-خروج یمانی همزمان با خروج سفیانی و خراسانی است. در حدیثی که از ابوبصیر از امام جعفر صادق(ع) نقل شده است، می خوانیم: خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و در یک ماه و در یک روز خواهد بود مانند دانه های تسبیح که برخی به دنبال برخی دیگر است. این حدیث و روایت های مشابه بیانگر این مطلب هستند که آنان مقدمات خروج را از قبل آماده کرده اند و این امر شاید در زمان های متفاوتی باشد ولی با خروج یکی از آنان دیگران حرکت خود را شروع می کنند.[52]

4-یمانی با سفیانی مقابله می‌کند و با او می جنگد. در حدیثی عبید بن زراره گوید: نام سفیانی را نزد امام جعفر صادق(ع)بر زبان آوردم. ایشان فرمود: چگونه این طور می‌شود، در حالی که در آورنده چشمانش هنوز از صنعا – پایتخت کشور یمن – قیام نکرده است.[53]

5-در حدیثی که ابن طاووس از امام جعفر صادق(ع) آورده است، یمانی از فرزندان زید بن علی بن حسین معرفی می‌شود. نقل شده است؛ امام جعفرصادق(ع)دعایی می خواند. عباد بن محمد مدائنی به امام می گوید: فدایتان شوم؛ آیا برای خود دعا نکردید؟ ایشان پاسخ می دهند: برای نور آل محمّد و جلودار آنان و انتقام گیرنده از دشمنان شان به امر خداوند، دعا کردم. پرسیدم : فدایت شوم، چه وقت قیام می‌کند؟ فرمود: هر وقت آن کسی که آفرینش و تدبیر در دست اوست، بخواهد. گفتم: آیا برای آن قبل از آمدنش نشانه ای است؟ فرمود : بله، نشانه های گوناگون. گفتم : مانند چه ؟ فرمود : خروج پرچمی از مشرق و پرچمی از مغرب و فتنه ای که اهل زوراء – بغداد – را فرا می گیرد و قیام مردی از فرزندان عمویم زید از یمن و …[54]

6-یمانی به سوی حق دعوت می‌کند و پرچم او هدایت گر معرفی شده است.[55] نقل شده است، پیامبر گرامی اسلام در وصف اهل یمن، به اصحاب فرمودند : آنان قومی هستند که دل هایشان نرم و لطیف و ایمان شان پایداراست و از آنان پیروزمندی است که با هفتاد هزار نفر قیام می‌کند و جانشین من و جانشین وصی مرا یاری می‌کند.[56] با توجه به اینکه تاکنون فردی از اهل یمن با هفتاد هزار نفر، یاریگر جانشینان پیامبر اسلام نبوده اند، می توان گفت؛ مقصود پیامبر همان یمانی وعده داده شده است که با نیروهایش یاری گر امام مهدی(عج) درعصر ظهور خواهد بود.

در حدیثی که در مطالب قبلی بیان شد امام رضا(ع) یکی از علامت های پیش ازقیام حضرت مهدی(عج) را ظهور یمانی معرفی می‌کند.[57]

 

پنجم؛ خراسانی و شعیب بن صالح

در حدیثی که از امام علی بن موسی الرضا نقل شد، یکی از علامت های قبل از قیام حضرت مهدی(عج) شعیب بن صالح معرفی شده بود. بنابرارتباط شعیب بن صالح با قیام خراسانی، ابتدا حرکت خراسانی بررسی می‌شود و سپس به بحث درباره این علامت می پردازیم. یکی از نشانه هایی که برای ظهور حضرت مهدی(عج) شمرده شده است، خروج خراسانی است. خراسانی منسوب به خراسان است و از خراسان خروج می‌کند همانطور که یمانی منسوب به یمن است و نمی توان به عنوان مثال گفت؛ یمانی حرکت خود را از عراق شروع کرده است. خراسان نامی است که به دو عنوان اطلاق می شد؛

1-به قسمتی از سرزمین فعلی ایران که از کوه های زاگرس در غرب شروع می‌شود و تا قسمتی از افغانستان یعنی شهر هرات و اطراف آن در شرق ادامه دارد و از شمال شهرهای نیشابور، مرو، سرخس و قسمتی از سرزمین های شمال شرقی ایران را در بر می گیرد و از جنوب تا کرمان و سیستان ادامه دارد.

2-در اصطلاح دوّم به این مناطق و سرزمین های اطراف آن که حاکمان خراسان در آن منطقه ها حاکمیت داشتند اطلاق می شده است.[58]

برخی از نکاتی که از روایت های اهل بیت (ع) درباره خراسانی استفاده می‌شود، به شرح ذیل است؛

  1. حرکت خراسانی همزمان با خروج یمانی و سفیانی است.[59] بکر بن محمد ازدی گوید: امام جعفر صادق(ع) فرمود: خروج سه گروه؛ سفیانی، خراسانی و یمانی در یک سال، در یک ماه، و در یک روز خواهد بود.[60]
  2. برخی از احادیث رایات سود اشاره به قیام ابومسلم خراسانی دارند.[61] ولی برخی دیگر از این روایات اشاره به پرچم های سیاهی دارند که از مشرق زمین به حضرت مهدی(عج) می پیوندند.[62] با توجه به قیام حضرت مهدی(عج) که در ایام محرم صورت می گیرد،[63] حرکت اهل خراسان با لباس و پرچم سیاه امری طبیعی است.
  3. عملکرد خراسانی مقابله با سفیانی، یاری اهل عراق و همراهی با حضرت مهدی(عج) دانسته شده است. حدیث معتبری که از جابر بن یزید جعفی از امام محمد باقر(ع) با سندهای مختلف نقل شده، درباره خراسانی آورده است؛ سفیانی بعد از پیروزی بر رقیبان در شام و شکست دادن طرف های درگیر در قرقیسیا، هفتاد هزار نیرو عازم عراق می‌کند آنان در کوفه و اطراف آن به قتل و تجاوز و غارت می پردازند، در آن حال – برای کمک به اهل عراق – نیروهایی از طرف خراسان با سرعت به سوی کوفه می آیند و در میان آنان تعدادی از اصحاب حضرت مهدی(عج) وجود دارند.[64]

با توجه به رخ دادن ندا از آسمان قبل از این حوادث که در اوّل این حدیث به آن اشاره شده است و اینکه بعد از اعلان ندا حضرت مهدی(عج) ظاهر می‌شود تا مقدمات قیام را از کنار کعبه برای تشکیل حکومت جهانی را فراهم کند، می توان گفت: وجود تعدادی از اصحاب امام مهدی در سپاه خراسانی، نشانگر حرکت این نیروها با تأیید آن امام است.

در حدیثی از امام جعفر صادق(ع) به رفتن سفیانی به روم برای دریافت کمک برای مقابله با خراسانی اشاره شده است.[65] و می توان روایت هایی که درباره قم، طالقان و سایر بلاد خراسان و همچنین روایت هایی که درباره مردم مشرق زمین آمده است[66] و به نشانه های ظهور مربوط است را به احادیث خراسانی اضافه کرد.

امّا مقصود از شعیب بن صالح چه کسی است؟ در حدیثی از امام زین العابدین(ع) خروج شعیب بن صالح از سمرقند معرفی می‌شود.[67] در حدیثی دیگر که شیخ صدوق از علی بن عاصم از امام محمد جواد از پدرش إمام رضا از پدران گرامیش از رسول خدا نقل می‌کند، آمده است:

« … و شعیب و صالح علی مقدمه … »[68] در این روایت شعیب و صالح پیشاپیش حضرت مهدی(عج) هنگام قیام معرفی می شوند. شاید مقصود از« شعیب و صالح » همان « شعیب بن صالح » باشد، این حدیث در کتاب عیون اخبار الرضا(ع) نیز آمده ولی در آنجا حدیث مفصل و کامل تر امّا بدون نقل این جمله آمده است.[69] این روایت را راوندی با همین سند آورده و در آن جمله، با عبارت « و شعیب بن صالح علی مقدمته » درج شده است.[70]

در روایت دیگری که از عمار بن یاسر نقل شده است، می خوانیم؛ « … ثم یخرج المهدی علی لوائه شعیب بن صالح »[71] سپس حضرت مهدی(عج) قیام می‌کند در حالی که پرچم دار ایشان شعیب بن صالح است. این قیام بعد از خروج سفیانی و قتل و غارت او در کوفه در این روایت دانسته شده است.

شعیب بن صالح بیشتر در منابع حدیثی عامه مطرح شده است. در احادیث عامه او فرمانده سپاه سید خراسانی معرفی می‌شود.[72] این احادیث بیشتر در کتاب الفتن نعیم بن حماد مروزی – متوفی 229ق – آمده است. در حدیثی که از ابی رومان از حضرت علی(ع) نقل شده، آمده است؛ وقتی پرچمهای سیاه که در میانشان شعیب بن صالح است، سپاه سفیانی را فراری می دهند مردم آرزوی حضرت مهدی را می کنند و به دنبال او می گردند در آن هنگام او از مکه قیام می‌کند و با او پرچم رسول خدا است. ایشان دو رکعت نماز می خواند – بعد از این که مردم به دلیل بلاها و مصیبت های زیاد ازآمدنش ناامید می شوند – وقتی نمازش را به پایان رساند رو به مردم می‌کند و می فرماید: ای مردم بلاها بر امّت محمّد و به خصوص بر اهل بیت او فزونی و شدت یافته است به ما ستم کردند و حق ما را خوردند.[73]

 

ششم؛ مروانی

در حدیث منقول از امام رضا(ع) که به آن اشاره شد، خواندیم؛ قبل ازاین امر – ظهور حضرت مهدی(عج) – سفیانی، یمانی، مروانی و شعیب بن صالح خواهد بود.[74]

مقصود از مروانی در این روایت چیست؟ مروانی منسوب به مروان بن حکم و مروانیان است که بعد از معاویه و یزید مدتی قدرت را در جامعه اسلامی به دست گرفتند و یکی از حکومت های ستمگر محسوب می شوند و مروانی یعنی کسی که به این خاندان منسوب است و از نسل آنان است و یا مانند آنان ستمگر و ظالم می باشد. در حدیث دیگری که از امام محمد باقر(ع) نقل شده، به مروانی اشاره شده است. در این حدیث یکی از طرفهای درگیر در منطقه قرقیسیا مروانی معرفی می‌شود.[75] وطرفهای درگیر در منطقه قرقیسیا – شهری در شمال سوریه، نزدیک رود خابور و فرات [76]– گروههای ستمگر معرفی شده اند که یکی از آنها سفیانی است که بر گروه های دیگر پیروز می‌شود.[77]

 

 

محور سوّم؛ شرایط تحقق عدالت جهانی

برای تحقق عدالت جهانی؛ چهار شرط وجود رهبری آگاه و توانمند، قانونی جامع که دارای شیوه ای مناسب برای برپایی ارزش های مطلوب و از میان بردن زشتی های موجود باشد، همراهانی که یاریگر امام در تشکیل و نگه داشت دولت کریمه باشند و همراهی مردم و پذیرش آنان در سطح جهانی لازم است. در این قسمت این شرطها از نگاه امام رضا(ع) بررسی می‌شود.

 

یکم؛ رهبری آگاه و توانمند

تشکیل دولت کریمه، آن هم در سطح جهانی بدون وجود رهبری آگاه و توانمند امکان پذیر نیست. حاکمی که با مدیریت صحیح و قاطع جامعه جهانی را به سوی وضعیت آرمانی حرکت دهد و همگان را از نعمت های دنیوی و اخروی بهره مند کند. و انتخاب چنین پیشوایی از عهده انسان ها خارج است. زیرا خداوند آگاه به احوال بندگانش است و آدمی از شناخت کافی نسبت به هم نوعان خود در برگزیدن فردی ممتاز برای حاکمیت برخوردار نیست. جمعی از بنی اسرائیل، بعد از زمان حضرت موسی(ع) از پیامبرشان خواستند تا برای مقابله با دشمنان حاکمی تعیین کند و آنان با همراهی او در راه خداوند جهاد کنند و از ستم جالوت رهایی یابند. سموئیل پیامبر از طرف خدای علیم حضرت طالوت را برگزید. آنان زبان به اعتراض گشودند و گفتند: « نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ » ما برای پادشاهی از وی سزاوارتریم و او را گشایش مالی نداده اند. فرستاده پروردگار در پاسخ آنان فرمود:

« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْم » خدا او را بر شما برگزیده است و در دانش و توانمندی فزونی داده است. این جریان در آیات 246 و 247 سوره بقره آمده است.

در این آیات معیارهایی برای برگزیدن حاکم معرفی شده است.

1-انتخاب باید از طرف خداوند باشد که آگاه به احوال بندگان است.

2-خداوند در برگزیدن حداقل دو معیار دارد. یکی دانش و آگاهی لازم برای زمامداری و دوّم؛ قدرت و توانایی روحی وجسمی است.

آیه بعدی نشانه هایی برای پذیرش مردم مطرح می‌کند؛ «إنّ آیة ملکه أن یأتیکم التابوت…» نشانه فرمانروایی او این است که تابوت عهد به سوی شما می آید. که در آن مایه آرامشی از سوی پروردگارتان و یادگاری از میراث خاندان موسی و هارون است و فرشتگان آن را به دوش می کشند.

در حدیثی امام رضا(ع) توانایی حضرت مهدی(عج) را این گونه ترسیم می‌کند.

ریّان بن صلت گوید: به امام رضا(ع) گفتم: آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود: من صاحب این امر هستم ولی آن کسی که زمین را از عدل آکنده کند همچنان که از ستم پرشده باشد، نیستم. و چگونه می توانم او باشم در حالی که ضعف بدن مرا می بینی. و قائم کسی است که در سنّ پیران و منظر جوانان قیام کند و به قدری نیرومند است که اگر دستش را سوی بزرگترین درخت روی زمین دراز کند، آن را از جای برکند و اگرمیان کوهها فریاد برآورد صخره های آن فرو پاشد. عصای موسی و خاتم سلیمان با اوست. او چهارمین از نسل من است. خداوند او را در پوشش خود نهان و سپس آشکار کند. و به وسیله او زمین را پر از عدل و داد سازد همچنان که ازستم و بیداد پر شده باشد. حدیث از جهت سند معتبر است.[78] در این حدیث مشاهده می‌شود امام رضا(ع) در کنار بیان توانمندی امام مهدی(عج)، همراه بودن نشانه هایی از پیامبران پیشین با ایشان را مطرح می‌کند. عصای موسی که نشان از قدرت و انگشتر سلیمان که بیانگر زمامداری است. نشانه هایی که برای پذیرش مردم، اثبات حقانیّت واستفاده از آنها، از طرف خداوند به آن امام داده شده است.

 

دوّم؛ قانون جامع

هر حرکت و انقلابی برای برچیدن زشتی های موجود در جامعه و پایه ریزی ارزش های مطلوب نیازمند قانونی جامع و کامل است. عدالت جهانی نیز دارای چنین شرطی است. این قانون برای امام عصر فراهم است و آن شریعت اسلام است که با محوریت قرآن کریم در اختیار پیامبر گرامی اسلام قرار گرفت. امّا زمینه اجرای آن در سراسر گیتی توسط رسول اکرم و سایر پیشوایان معصوم فراهم نشد. حضرت مهدی(عج) با شناخت کاملی که از شریعت اسلام و قرآن کریم دارد آن را در سطح جهان هنگام ظهور پیاده می‌کند.

درباره کامل بودن شریعت اسلام و قرآن کریم امام علی بن موسی الرضا به عبدالعزیز بن مسلم می فرماید: … خداوند عزوجل پیامبرش را از دنیا نبرد تا اینکه دین اسلام را برای او کامل کرد و بر او قرآن کریم را نازل کرد که در آن تفصیل هر چیزی است. درآن حلال و حرام و حدود و احکام و تمامی آنچه مردم به آن نیاز دارند، به صورت کامل آمده است. خدای عزوجل فرمود: «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ء »[79] در كتاب هيچ چيزى را فروگذار نكرده‏ايم.[80]

 

سوّم؛ یاران مناسب

یکی از شرایط به ثمر نشستن هر قیامی همراهی یاران و فدائیانی است که با برنامه ها و هدف های قیام آشنا باشند و با تمام وجود به یاری رهبرشان برخیزند. حرکت جهانی حضرت مهدی(عج) نیز نیازمند چنین یاورانی است. و می توان همراهان ایشان را به سه قسمت تقسیم کرد. کسانی که در برپایی عدالت در سراسر گیتی یاور او خواهند بود.

1-یاران ویژه؛ اینان سیصد و سیزده نفر معرفی شده اند. و با جمع شدن شان در مکه ظهور به فرمان خداوند آغاز می‌شود. یاران ویژه مدیریت و اداره جهان را به رهبری امامشان بر عهده خواهند گرفت.

2-یاورانی که حدود ده هزار نفرند و با اجتماع آنان در مکه، حضرت مهدی(عج) از این شهر خارج می‌شود و حرکت خود را آغاز می‌کند.

3-یاورانی چون یمانی و خراسانی و همراهان شان و دیگرانی که در طول قیام به امامشان می پیوندند و او را یاری می کنند.

عبدالعظیم حسنی گوید: امام جواد(ع) فرمود: … او همنام و هم کنیه رسول خدا است و او کسی است که زمین برایش در پیچیده شود و هر دشواری برایش آسان گردد و از اصحابش سیصد و سیزده نفر به تعداد اصحاب بدر از جاهای مختلف زمین به گرد او فراهم آیند و این همان کلام خدای تعالی است که فرمود: « أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَميعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير» هر جا كه باشيد خدا همه شما را فراهم آورد، كه خدا بر هر چيزى تواناست‏.[81] و چون این تعداد از اهل اخلاص دور او جمع شوند، خدای تعالی امرش را آشکار کند و چون عقد که عبارت از ده هزار نفر می باشند، کامل شد به إذن خدای عزّوجلّ قیام کند.[82]

امام رضا(ع) از طرف مأمون خلیفه عباسی به ولیعهدی منصوب شد برخی از شیعیان تصور می کردند قدرت و حکومت به امام رضا می رسد و ایشان همان قائم وعده داده شده است. امّا آیا واقعا آنان قدرت را به امام می سپردند یا به دنبال بهره برداری از موقعیت اجتماعی امام بودند و تا زمانی که منافع شان تأمین می شد به ظاهر همراه ایشان بودند؟ حوادثی که بعد از آن رخ داد و مأمون، امام هشتم(ع) را به شهادت رساند، نگاه دوّم را ثابت کرد. در آن زمان امام رضا(ع) از این واقعیت تلخ واینکه اینان یاران ایشان نیستند،

– یاورانی که به فرمایش امام علی بن موسی الرضا در وصف حضرت مهدی(عج)، یکی از خصوصیات ایشان را مطیع بودن در عصر ظهور معرفی می‌کند و می فرماید: «المطاع فی ظهوره»[83] یعنی آن امام در دولت کریمه مهدوی همراهانی دارد که گوش به فرمان او هستند و هر چه می خواهد انجام می دهند و خواست شان همان خواست امام است – خبر می دهد و به کسانی که او را امام وعده داده شده در برپایی عدالت می پندارند پاسخ منفی می دهد.

ایوب بن نوح گوید: به امام رضا(ع) عرض کردم: ما امیدواریم که شما صاحب الامر باشید و خدای تعالی بدون خونریزی و شمشیر آن (حکومت) را به شما باز گرداند که با شما بیعت و سکّه به نامتان ضرب شده است. امام فرمود: هیچ یک از ما ائمّه نیست که نامه ها به نزد او آمد و شد کند و از مسائل پرسیده شود و با انگشتان به او اشاره کنند و مال ها به طرف وی حمل شود مگر آن که به نیرنگ کشته شود یا بر بستر بمیرد تا زمانی که خداوند مردی را برای این امر برانگیزد که ولادت و رشد او پنهان ولی نسبش آشکار است.[84]

 

چهارم؛ پذیرش عمومی

یکی از شرطهای مهم هر قیام و انقلابی آمادگی و خواست مردمی است. باید مردم ظهور حضرت مهدی(عج) و برقراری دولت کریمه را بپذیرند و خواهان آن باشند. در غیر این صورت بهترین برنامه با بهترین برگزیده خداوند با یارانی بی نظیر و از جان گذشته کافی نیست و باعث فاجعه خونباری چون حادثه کربلا می‌شود. در قرآن کریم می خوانیم:

« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم » همانا خداوند آنچه را گروهى دارند [از نعمتها]، دگرگون نكند تا آنگاه كه آنچه را در خودشان است دگرگون كنند.[85]

انقلاب اسلامی ایران نیزوقتی به پیروزی رسید که؛ مردم با حضور میلیونی خود خواستار شکل گیری آن شدند. امّا چگونه می‌شود تا انسان ها در سطح جهانی خواهان دولت کریمه مهدوی شوند؟ این امر از دو جهت قابل بررسی است.

1-تلاش منتظران و پیروان امام مهدی(عج) برای معرفی ایشان به جهانیان در گفتارو کردار. زیرا تا مطلوب بودن چیزی مشخص و آشکار نباشد مردم به سوی آن گرایش نخواهند داشت. امام خمینی (ره) و همراهان ایشان وقتی زمینه را برای پذیرش مردم ایران آماده کردند، انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفت. انقلاب اسلامی می تواند نقش مؤثری در این شناسایی جهانی داشته باشد.

2-یأس و ناامیدی مردم جهان از حاکمان جهانی. هنگامی که مردم گیتی ببینند حکومت های بشری و مادّی توانایی پاسخ گویی به نیازهای آنان را ندارند و بلکه بر مشکلات شان می افزایند هر روز و هر ساعت در گوشه گوشه جهان ظلم می‌شود و کسی توان جلوگیری از آن را ندارد و به نام حقوق بشر حقوق اوّلیه انسانها نادیده گرفته می‌شود به عنون مثال؛ فاجعه عراق پیش می آید که خون بیش از یک میلیون انسان بی گناه و مسلمان بر زمین می ریزد و کسی پاسخ گوی آن نیست. مردم وقتی این امور را می بینند از وضعیت نابسامان جهان خسته و ناامید می شوند. – درمحور اوّل این نوشتار در ترسیم اوضاع عمومی قبل از ظهور، یأس و نامیدی و ظلم و ستم جهانی از نگاه امام هشتم مقداری توضیح داده شد. – نتیجه ناامیدی از حکومت های جهانی و فهمیدن ناتوانی بشر باعث آمادگی برای حکومتی می‌شود که به این ستم و بیدادها پایان دهد. امام رضا(ع) در این باره می فرماید: « … فعلیکم بالصبر فإنه إنما یجیء الفرج علی الیأس » بر شما است که صبر کنید که گشایش پس از ناامیدی می آید.[86]

 

نتیجه؛

دراین نوشتار به بررسی نشانه ها و شرایط ظهور از نگاه امام رضا(ع) پرداختیم. نشانه هایی چون ندای آسمانی، یمانی، خراسانی، سفیانی و خسف بیداء، و در پرتو آن با دوستان و دشمنان امام مهدی(عج) و حوادث هنگامه قیام آشنا شدیم . از طرف دیگر دریافتیم برخی از شرایط ظهور حضرت مهدی(عج) فراهم است و برخی دیگر چون یاران و آماده کردن جهانیان برای پذیرش آن امام بر عهده ما است و تلاش ما را می طلبد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

 

  • کارشناس ارشد رشته تخصصی مهدویت – نویسنده کتاب ندای آسمانی و مقاله ای با این عنوان در فصلنامه تخصصی انتظار موعود ش 29.
  • قرآن کریم

[1] ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، الخصال؛ ج1، ص 134، ح 75، قم، نشر اسلامی، 1426 ق

[2] ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 556، ح8، قم، دارالحدیث، 1380ش

[3] نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه؛ ص280، ح 47، قم، مدین، 1426ق

[4] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب؛ ج12، ص 419، لبنان، دارصادر، 1414ق

[5] حمیری قمی، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد؛ ص 170، تهران، کتابخانه نینوا، بی تا

[6] علامه مجلسی، بحارالانوار؛ ج52، ص 233، ح99، لبنان، مؤسسه الوفا، 1404ق

[7] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی؛ ج1، ص 368، ح 2 و 5، لبنان، دارالاضواء، 1405ق

[8] ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا ع؛ ج2، ص 266، ح 35، قم، کتاب فروشی طوسی، 1363 ش

[9] طوسی (شیخ طوسی)، محمد بن حسن، الغیبه؛ ص 457، ح 468، قم، معارف اسلامی، 1425ق

[10] الکافی؛ ج1، ص 341، ح24

[11] بحارالانوار؛ ج51، ص 159، ح 4

[12] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن؛ ص 371، لبنان، دارالمعرفه، بی تا

[13] انبیاء ( 25 )؛ آیه 35

[14] عیون اخبار الرضا ع؛ ج2، ص 6، ح 14

[15] کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 60، ح4

[16] کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 118، ح 6.

[17] نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه؛ ص96، نجف، المطبعه الحیدریه، 1355ق

[18] ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، علل الشرایع؛ ص 245، ح 6، عراق، المکتبة الحیدریه، 1385ق

[19] کمال الدین و تمام النعمه؛ ج1، ص 101

[20] نعمانی، الغیبه؛ ص 270، ح22 – بحارالانوار، ج52، ص 235

[21] نعمانی، الغیبه؛ ص 275 – بحارالانوار، ج52، ص296

[22] قرب الاسناد؛ ص 170 – عطاردی، عزیزالله، مسند الامام الرضا(ع)؛ ج1، ص336، مشهد، مؤتمر العالمی الامام الرضا(ع)، 1406ق. – این حدیث از محمد بن حسین بن ابی الخطاب از احمد بن محمد بن ابی نصر نقل شده است که هر دو از بزرگان شیعه هستند

[23] طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری؛ ص 434، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی تا – کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 69، ح 8

[24] قرب الاسناد؛ ص 168 – بحارالانوار؛ ج52، ص 110، ح 17. – روایت از محمد بن حسین بن ابی الخطاب از احمد بن محمد بن ابی نصر نقل شده است

[25] کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 59، ح3

[26] نعمانی، الغیبه؛ ص 301، ح6

[27] نعمانی، الغیبه؛ ص 313، ح6.

[28] زمانی، سید حسن، ندای آسمانی؛ ص 15، قم، مرکز تخصصی مهدویت، 1389ش

[29] اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه؛ ج2، ص 524، تبریز، مکتبة بنی هاشمی، 1381ق – کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 60، ح5. این حدیث از احمد بن زیاد جعفر همدانی که ابن داود او را توثیق کرده است ( حلی، ابن داود، رجال؛ جزء اوّل، ص28، ش 77، تهران، نشر دانشگاه تهران، 1383ق. ) از علی بن ابراهیم بن هاشم از پدرش که از بزرگان شیعه هستند، از علی بن معبد که ابن داود او را فقط در جزء اول کتابش در زمره ممدوحین آورده است ( رجال ابن داود؛ جزء اوّل، ص251، ش1069 ) از حسین بن خالد که آقای خویی او را توثیق کرده است ( خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث؛ ج5، ص228، ش3381، بی جا، بی نا، 1413ق. ) از امام رضا(ع) نقل شده است.

[30] عیون اخبار الرضا(ع)؛ ج2، ص6، ح14

[31] این حدیث از علی بن حسین بابویه از عبدالله بن جعفر حمیری از احمد بن هلال عبرتایی از حسن بن محبوب از امام رضا(ع) نقل شده است. به غیر از احمد بن هلال، بقیه از بزرگان شیعه محسوب می شوند و در وثاقت آنان تردیدی نیست. شیخ طوسی به احمد بن هلال نسبت غلو داده است. ( شیخ طوسی، الفهرست؛ ص83، ش 107، عراق، مکتبة المرتضویه، بی تا ) و نجاشی او را در نقل حدیث توثیق می‌کند ( نجاشی، احمد بن علی، رجال؛ ص83، ش107، قم، نشر اسلامی، 1407ق ) و آقای خویی می نویسد: گرچه از جهت عقیده و عمل فاسد است ولی از جهت نقل روایت ثقه است. ( معجم رجال الحدیث؛ ج2، ص354، ش1005 )

[32] شعراء (26 )؛ آیه 4

[33] ابوالفتوح رازى، حسين بن على‏، روض الجنان و روح الجنان؛ ج14، ص 302، مشهد، آستان قدس رضوى‏، 1408 ق

[34] ابن هاشم، علی بن ابراهیم، تفسیرالقمی؛ ج2، ص 118، قم، مؤسسه دارالکتاب، 1404ق – الکافی؛ ج8، ص 258، ح 483 – الغیبه نعمانی؛ باب 14، ح 19 و 20 و 23 – الغیبه طوسی؛ ص 177، ح 134 – کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 60، ح5 – بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن؛ ج3، ص181، تهران، بنیاد بعثت، 1416ق

[35] طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج15، ص 254، قم، نشر اسلامی، 1417ق

[36] نعمانی، الغیبه؛ ص 267، ح 19

[37] کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 59، ح3. سند این حدیث در پاورقی ش31 بررسی شد

[38] شیخ طوسی، الغیبه؛ ص 439، ح 431 – عیون اخبار الرضا(ع)؛ ج2، ص 6، ح 14 – نعمانی، الغیبه؛ ص 186، ح 28 – مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیه؛ ص 281، لبنان، دارالاضواء، 1409ق – طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامه؛ 245، قم، دار الذخائر للمطبوعات، بی تا

[39] اگر گفته شود: در نقل احادیث، اصل عدم زیاده بر اصل عدم نقیصه مقدم است و احتمال افتادگی به دلیل اشتباه ناسخ یا راویان می رود و به دلیل ذکر نشدن نیمی از روایت در نقل شیخ صدوق، نقل شیخ طوسی و نعمانی بر آن مقدم است و با این بیان ندای آسمانی در ماه رجب ثابت می‌شود، پاسخ می دهیم : در نقل احتمال افتادگی یک یا دوکلمه یا حداکثر یک جمله می رود ولی نمی توان پذیرفت که نیاوردن چندین سطر توسط شیخ صدوق از روی غفلت باشد مگر اینکه بگوییم شیخ صدوق به دلیل اختلاف نقل در این حدیث، بهترین و معتبرترین نقل را در دو کتاب کمال الدین و عیون اخبار الرضا آورده است

[40] شیخ طوسی، الغیبه؛ ص 443، ح437 – نعمانی، الغیبه؛ ص 317، ح 16– کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 556، ح9– ابن طاووس، الملاحم والفتن؛ ص 296، اصفهان، مؤسسه صاحب الامر(عج)، 1416ق

[41] ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، معانی الاخبار؛ ص 346، ح 1، قم، نشراسلامی، 1361ش

[42] کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 556، ح 11

[43] آیتی، نصرت الله، سفیانی از ظهور تا افول؛ ص55 و 73، قم، ثانی عشر، 1384ش

[44] نعمانی، الغیبه؛ ص 262، ح12– بحارالانوار؛ ج52، ص 233

[45] لسان العرب؛ ج9، ص67

[46] الحموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان؛ ج1، ص 523، لبنان، دار احیاء التراث العربی، 1399ق

[47] نعمانی، الغیبه؛ ص288، ح 67

[48] عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر؛ ج1، ص 244، تهران، چاپخانه علمیه، 1380ق – نعمانی، الغیبه؛ ص 273، ح 29

[49] شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی؛ ص412، ش 926، قم، دارالثقافه، 1414ق

[50] کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 556، ح 7 – نعمانی، الغیبه؛ ص 261، ح11

[51] کشف الغمه؛ ج2، ص 523 – نعمانی، الغیبه؛ ص 285، ح 60– کمال الدین و تمام النعمه؛ ج1، ص 603، ح 16

[52] شیخ طوسی، الغیبه؛ ص 446، ح 443– بحارالانوار؛ ج52، ص 274 – نعمانی، الغیبه؛ ص 262، ح 13

[53] نعمانی، الغیبه؛ ص 285، ح60– شیخ طوسی، الغیبه؛ 463، ح 479

[54] ابن طاووس، فلاح السائل؛ ص 171، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بی تا

[55] شیخ طوسی، الامالی؛ ص 661 – ابن نعمان (شیخ مفید)، محمد بن محمد، الارشاد؛ ص 360، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق

[56] کورانی عاملی، علی، معجم احادیث الامام المهدی(عج)؛ ج1، ص 294، قم، معارف اسلامی، 1411ق – نعمانی، الغیبه؛ ص 46، ح1

[57] بحارالانوار؛ ج52، ص 233، ح 99

[58] معجم البلدان؛ ج2، ص350

[59] نعمانی، الغیبه؛ ص 262، ح 13 و ص 267، ح 18

[60] الارشاد؛ ج2، ص 274 – شیخ طوسی، الغیبه؛ ص 446، ح 443

[61] ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب؛ ج4، ص 229، قم، علامه، 1379ق

[62] شیخ طوسی، الغیبه؛ ص 452، ح 457

[63] الارشاد؛ ج2، ص 379 – طوسی (شیخ طوسی)، محمد بن حسن، التهذیب؛ ج4، ص333، تهران، دارالکتاب اسلامیه، 1365ش

[64] نعمانی، الغیبه؛ ص 288، ح67

[65] فصلنامه تخصصی، تراثنا؛ ص214، ح16، قم، مؤسسه آل البیت، سال چهارم، عدد دوم، ش15 – کتاب مختصر اثبات الرجعه فضل بن شاذان را آورده و از آن نقل کرده است

[66] کمال الدین و تمام النعمه؛ ج1، ص 498، ح11 – نعمانی، الغیبه؛ ص281 ح50 – بحارالانوار؛ ج57، ص 216، ح40

[67] شیخ طوسی، الغیبه؛ ص443، ح437

[68] کمال الدین و تمام النعمه؛ ج1، ص498، ح11

[69] عیون اخبار الرضا(ع)؛ ج1، ص59، ح29

[70] راوندی، قطب الدین، قصص الانبیاء؛ ص362، ح437، مشهد، بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی، 1409ق

[71] شیخ طوسی، الغیبه؛ ص 463، ح 479

[72] متقی هندی، کنزالعمال؛ ج14، ص 588، لبنان، مؤسسه الرساله، 1409ق – الملاحم والفتن؛ ص 136

[73] مروزی، نعیم بن حماد، الفتن؛ ص 213، لبنان، دارالفکر، 1414ق

[74] بحارالانوار؛ ج52، ص 233، ح99

[75] نعمانی، الغیبه؛ ص 315، ح 12

[76] معجم البلدان؛ ج4، ص 328

[77] الکافی؛ ج8، ص 245، ح 451 – نعمانی، الغیبه؛ ص 288، ح 67

[78] کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 69، ح8 – کشف الغمه؛ ج2، ص 524. – این حدیث از احمد بن زیاد بن جعفر همدانی (وثاقت او در پاورقی ش29 بیان شد ) از علی بن ابراهیم بن هاشم از پدرش از ریان بن صلت نقل شده است. ریان بن صلت توسط نجاشی توثیق شده است. ( رجال نجاشی؛ ص165، ش437 )

[79] انعام (13)؛ آیه38

[80] ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، الامالی؛ ص674، ح1، بی جا، کتابخانه اسلامیه، 1362ش

[81] بقره (2)؛ آیه148

[82] خزاز قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر؛ ص 281، قم، بیدار، 1401ق

[83] عیون اخبار الرضا(ع)؛ ج2، ص265، ح35

[84] اعلام الوری؛ ص 433

[85] الرعد (13)؛ آیه11

[86] کمال الدین و تمام النعمه؛ ج2، ص 547، ح5

Avatar
jmzohuradmin وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *